ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
67
مراسلات طهران ( فارسى )
يازده مكرّم محبوب جان من ! از وصول تعليقهء شريف استحضار و مسرّت فوق التّامه حاصل گرديد . مرقوم فرموده بوديد دو استدعا از حضرت اجل نمودهايد ؛ يكى جزئى تخفيف ، يكى هم استدعاى مواجب ، و در صورت قبول اين دو مسأله ، رضايت اقامت در كاشان را هم اظهار داشتهايد . ان شاء اللّه اميدوارم حوايج سركار عالى بر وفق مراد قرين انجام شود . اگرچه ارادت كيشان به واسطهء طول زمان فراق آن همراه اهل وفاق ، خود را حقيقتا در مسير استحقاق مىبينند كه از فيض لقاى آن محبوب خود را تازه و مقرون به فرح بىاندازه نمايند ، لكن بودن در تهران با عدم اشتغال و كسالت باطن احوال را نيز موجب اختلال حال خود مىبينند . مگر اين كه شغلى مطبوع كه موجب حصول نفعى كافى و راحتى وافى باشد در اينجا رجوع نمايند ، آنوقت كاملا بر وفق منظور خود سركار و ارادت كيشان خواهد بود . در باب دستمال ، عبارت مندرجه در تعليقهء رفيعه را به سركار چرچيل صاحب ارائه نمودم . خيلى اظهار امتنان فرمودند . پنجاه دستمال چند روز قبل تحصيل و ابتياع كردهاند كه الحال ديگر لازم ندارند . در خصوص وجه برات ، اين پدر سوختهء يهودى ، تا امروز كه سلخ شهر حال است ، تنخواه را نداده است ، لكن فرستادم با كمال سختى از او مطالبه و دريافت نمايند . محبوب جان من ! اين مراسله را با اين جدّ در هفتهء گذشته ، كه شش روز قبل باشد ، نوشته بودم و به واسطهء اشتغال فوق التّامهء فورى ناتمام مانده ، الحال به اظهار بقيّهء عرايض تصديع مىدهد . شخص يهودى تنخواه را حوالهء صرّاف كرده ، دو روزه كارسازى كرد . دو سه روز پيش مراسلهاى حاوى يك قطعه عكس از سركار حاجى